الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
20
تفسير مجمع البيان (فارسى)
خود قرار مىگيرد ، مع الوصف مىبينيم هرگز در هماهنگى با عواطف خود و حملهء بمخالفين مذهب خود راه افراط را نمىپيمايد . حق اين است كه عالم ، با كمال انصاف و بصيرت بگويد : « مذهب من صواب است و احتمال دارد كه خطا باشد و مذهب ديگران خطاست و احتمال دارد كه صواب باشد » وانگهى ما مىبينيم كه امام طبرسى در پارهاى از مواضع ، رواياتى را كه مورد تاييد مذهبش هستند ، نقل مىكند ، آن گاه نظر ديگرى را ترجيح مىدهد يا مىپسندد . « مثلا در تفسير « اهدنا الصراط المستقيم » مىگويد : در معناى صراط مستقيم ، وجوهى گفته شده است : 1 - منظور كتاب خداست . اين وجه از پيامبر ( ص ) و از على ( ع ) و ابن مسعود روايت شده است . 2 - منظور اسلام است . اين وجه ، از جابر و ابن عباس روايت شده است . 3 - منظور دين خداست كه غير از آن از بندگان پذيرفته نمىشود . اين وجه از محمد بن حنيفه است . 4 - منظور پيامبر و ائمه است . چنان كه در اخبار ما روايت شده است . بهتر اين است كه آيه را حمل بر عموم كنيم . تا همهء اين معانى در آن داخل باشد ، زيرا صراط مستقيم ، همان دينى است كه مشتمل بر توحيد و عدل و ولايت كسانى كه اطاعتشان واجب است ، مىباشد و خداوند سفارش آن را كرده است . » بديهى است كه روايت اخير با مذهب شيعه ، تناسب بيشترى دارد و در اخبار شيعه هم همين طور وارد شده است . لكن مؤلف ، نه آن را در اول ذكر مىكند و نه آن را ترجيح مىدهد ، بلكه در رديف روايات ديگر قرار مىدهد . آن گاه آيه را حمل بر عموم مىكند . چقدر جالب است وقتى كه مىگويد : « ولايت كسانى كه اطاعت شان واجب است ! » اين عبارت ، هم مورد قبول سنى است و هم مورد قبول شيعه . هر دو قبول دارند كه كسانى هستند كه اطاعتشان واجب است و در رأس آنها پيامبر و اولو الامر مىباشند . جالب بودن اين جمله ، از اين لحاظ است كه در مسألهء ولايت